چیزی را نسبت به قبل متفاوت کردن.
مثالهای طبیعی
We changed our plans yesterday.
ما دیروز برنامههایمان را تغییر دادیم.
She changed her clothes after work.
او بعد از کار لباسهایش را عوض کرد.
He changed the password.
او رمز عبور را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی چیزی را متفاوت میکند، از change + object استفاده میکنیم. چیزی که بعد از change میآید، عمل تغییر را دریافت میکند.

