چیزی که احتمال دارد مرتب یا غیرمنتظره تغییر کند.
مثالهای طبیعی
The weather is changeable in early spring.
هوا در اوایل بهار متغیر است.
Pack layers for the island’s changeable climate.
برای آبوهوای متغیر جزیره، لباسهای چندلایه بردارید.
Mountain conditions are more changeable than coastal conditions.
شرایط کوهستان از شرایط ساحل متغیرتر است.
نکتهٔ کاربردی
اقلیم یا روحیهٔ changeable مکرراً تغییر میکند؛ صرفاً امکان تغییر دادن آن مطرح نیست.
