فردی که در یک نهاد به افراد خدمات و حمایت دینی یا معنوی ارائه میکند.
مثالهای طبیعی
A hospital chaplain offered comfort to the family.
روحانی بیمارستان به خانواده آرامش و دلداری داد.
The chaplain met soldiers from different faith backgrounds.
روحانیِ همراه نیروهای نظامی با سربازانی از پیشینههای دینی مختلف دیدار کرد.
Students can speak privately with the campus chaplain.
دانشجویان میتوانند خصوصی با مسئول امور معنوی دانشگاه صحبت کنند.
نکتهٔ کاربردی
خدمات روحانیانِ وابسته به نهادها ممکن است به افراد با هر باور دینی یا بدون باور دینی نیز ارائه شود؛ chaplain لزوماً وابسته به یک کلیسای محلی نیست.
