توصیفی مشخص از شخص یا چیزی که بر ویژگیهای آن تأکید میکند.
مثالهای طبیعی
The mayor rejected the characterization of the plan as reckless.
شهردار توصیفِ طرح بهعنوان کاری بیپروا را رد کرد.
Her lawyer objected to that characterization of events.
وکیل او به آن توصیف از وقایع اعتراض کرد.
The historian offered a sympathetic characterization of the leader.
تاریخنگار تصویری همدلانه از آن رهبر ارائه داد.
نکتهٔ کاربردی
ساختار characterization of X as Y یک برداشت یا برچسب را ارائه میکند که لزوماً از نظر عینی درست نیست.
