نمایش یا وضعیتی ظاهرسازانه که واقعی جلوه میکند، اما ساختگی است.
مثالهای طبیعی
The interviews were a charade; the decision was already made.
مصاحبهها فقط ظاهرسازی بودند؛ تصمیم از پیش گرفته شده بود.
She refused to continue the charade of a happy marriage.
او حاضر نشد به تظاهر به داشتن ازدواجی خوشبخت ادامه دهد.
Critics called the consultation a complete charade.
منتقدان فرایند مشورت را نمایشی کاملاً ساختگی خواندند.
نکتهٔ کاربردی
charade در معنای فریبکاری معمولاً انتقاد شدید و بیاعتمادی را منتقل میکند.
