کسی که ارابهٔ دوچرخِ اسبکش را، بهویژه در مسابقه، میراند.
مثالهای طبیعی
The charioteer gripped the reins as the horses accelerated.
ارابهران در حالی که اسبها سرعت میگرفتند، افسارها را محکم گرفت.
A painted charioteer appears on this Roman mosaic.
تصویر یک ارابهران روی این موزاییک رومی دیده میشود.
Three charioteers race around the arena in the final scene.
در صحنهٔ پایانی، سه ارابهران دور میدان مسابقه میدهند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف دوران باستان و داستانهای تاریخی کاربرد دارد، نه بهعنوان عنوان یک شغل حملونقل امروزی.
