معنی ۱neutral · 90%
ویژگی شخصیتی نیرومندی که دیگران را جذب میکند یا بر آنها اثر میگذارد.
مثالهای طبیعی
The speaker held everyone’s attention through sheer charisma.
سخنران تنها با کاریزمای خود توجه همه را جلب کرد.
Her charisma shines during live performances.
جاذبهٔ شخصیت او هنگام اجرای زنده آشکار میشود.
Experience matters, but charisma can inspire a team.
تجربه مهم است، اما کاریزما میتواند به یک تیم انگیزه بدهد.
نکتهٔ کاربردی
کاریزما به جذابیت یا نفوذ شخصی اشاره دارد، نه لزوماً تخصص یا درستکاری.
