معنی ۱neutral · 95%
سازمانی که به مردم یا اهداف خیرخواهانه پول، غذا یا کمک دیگری ارائه میدهد
مثالهای طبیعی
We gave clothes to a local charity.
ما لباسها را به یک مؤسسهٔ خیریهٔ محلی اهدا کردیم.
The charity helps families who need food.
این مؤسسهٔ خیریه به خانوادههایی که به غذا نیاز دارند کمک میکند.
Several charities received money from the event.
چند مؤسسهٔ خیریه از این رویداد پول دریافت کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک سازمان از charity و برای چند سازمان از charities استفاده کن.

