معنی ۱neutral · 90%
کسی که با تظاهر به داشتن دانش یا مهارت ویژه، دیگران را فریب میدهد.
مثالهای طبیعی
The supposed healer was exposed as a charlatan.
معلوم شد آن درمانگرِ بهاصطلاح متخصص یک شارلاتان بوده است.
Investors eventually realized the adviser was a charlatan.
سرمایهگذاران سرانجام فهمیدند مشاورشان شیاد بوده است.
A charlatan sold fake cures to desperate families.
شارلاتانی درمانهای تقلبی را به خانوادههای درمانده میفروخت.
نکتهٔ کاربردی
اتهامی بسیار جدی است؛ برای فریبکاری عمدی به کار میرود، نه صرفاً برای فردی کممهارت یا کسی که اشتباه کرده است.
