ویژگی جذابی که باعث میشود شخص، مکان یا چیزی بهطور ویژه دلنشین باشد
مثالهای طبیعی
The village retains much of its original charm.
روستا بخش زیادی از جذابیت اصیل خود را حفظ کرده است.
His quiet charm made the interview unexpectedly engaging.
جذابیت آرام او مصاحبه را بهطرز غیرمنتظرهای گیرا کرد.
The building's charm lies in its irregular proportions.
جذابیت این ساختمان در تناسبات نامنظم آن است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است و به یک ویژگی کلیِ جذاب اشاره دارد.
