معنی ۱neutral · 90%
عمل دنبال کردن سریع کسی یا چیزی برای گرفتن آن
مثالهای طبیعی
The chase ended when the car left the highway.
تعقیبوگریز زمانی پایان یافت که خودرو از بزرگراه خارج شد.
The movie opens with a dramatic chase through Paris.
فیلم با یک تعقیبوگریز هیجانانگیز در خیابانهای پاریس آغاز میشود.
The dogs started a chase around the garden.
سگها شروع کردند در باغ دنبال یکدیگر بدوند.
نکتهٔ کاربردی
`Chase` اغلب پس از فعلهایی مانند `start`، `continue` یا `end` میآید.

