معنی ۱neutral · 90%
چارچوب اصلی و مقاوم وسیلهٔ نقلیه یا دستگاه که اجزای دیگر روی آن نصب میشوند.
مثالهای طبیعی
The engine was mounted on a lightweight chassis.
موتور روی شاسی سبکی نصب شده بود.
Mechanics checked the chassis for cracks after the collision.
مکانیکها پس از تصادف شاسی را از نظر ترکخوردگی بررسی کردند.
Three chassis are ready for the next assembly stage.
سه شاسی برای مرحلهٔ بعدی مونتاژ آمادهاند.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتار، chassis پس از اعداد نیز تغییر نمیکند، ولی تلفظ جمع آن متفاوت است.
