قیمت یا هزینهٔ چیزی را کاهشدادن.
مثالهای طبیعی
Bulk purchasing helped cheapen the production process.
خرید عمده به کاهش هزینهٔ فرایند تولید کمک کرد.
New technology may cheapen solar panels over time.
فناوری جدید ممکن است بهمرور قیمت پنلهای خورشیدی را پایین بیاورد.
Additional suppliers cheapened the components used by small firms.
افزایش شمار تأمینکنندگان باعث شد قطعات مورد استفادهٔ شرکتهای کوچک ارزانتر شوند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار روزمره از lower prices یا make cheaper کمکاربردتر است و بیشتر برای کاهش کلی هزینهها به کار میرود.
