کسی که وظیفهاش بررسی درستی یا کاملبودن چیزی است.
مثالهای طبیعی
The checker counted every parcel before dispatch.
مسئول بررسی، پیش از ارسال همهٔ بستهها را شمرد.
A second checker reviews the figures independently.
مسئول بررسیِ دوم ارقام را بهطور مستقل بازبینی میکند.
Ask one of the checkers to inspect this label.
از یکی از مسئولان بررسی بخواه این برچسب را وارسی کند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیبهایی مانند fact checker یا ticket checker نقش فرد مشخص میشود.
