محلی که مأموران برای بررسی امنیتی یا کنترل مدارک، افراد یا خودروها را متوقف میکنند.
مثالهای طبیعی
We waited at the checkpoint for an hour.
یک ساعت در ایست بازرسی منتظر ماندیم.
Keep your passport ready before the checkpoint.
پیش از رسیدن به ایست بازرسی گذرنامهتان را آماده کنید.
Several cars passed through the checkpoint.
چند خودرو از ایست بازرسی عبور کردند.
نکتهٔ کاربردی
Checkpoint محل انجام بررسی است؛ یک گذرگاه مرزی ممکن است یک یا چند ایست بازرسی داشته باشد.
