معنی ۱neutral · 89%
حالت یا ویژگیِ آشکارا شاد، مثبت و خوشبرخورد بودن.
مثالهای طبیعی
Her cheerfulness helped anxious patients feel welcome.
خوشرویی او به بیماران نگران کمک کرد احساس کنند از آنها استقبال میشود.
He greeted every customer with genuine cheerfulness.
او با خوشرویی صادقانه از تکتک مشتریان استقبال کرد.
Grandma’s cheerfulness remained strong during difficult times.
شادرویی مادربزرگ حتی در روزهای دشوار هم پابرجا ماند.
نکتهٔ کاربردی
cheerfulness معمولاً نگرش یا رفتار شادِ پایدار است، نه فقط یک لحظه خندیدن.
