حاوی مقدار زیادی پنیر یا دارای مزهٔ پررنگ پنیر.
مثالهای طبیعی
The pasta was rich and cheesy.
پاستا غلیظ و پرپنیر بود.
I would love a cheesy toasted sandwich.
دلم یک ساندویچ تستِ پرپنیر میخواهد.
This sauce tastes cheesier after adding parmesan.
این سس بعد از افزودن پارمزان پنیریتر شده است.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف غذا، این معنی میتواند تأکید مثبتی بر طعم غنی پنیر داشته باشد.
