دانشمندی که مواد شیمیایی و واکنشهای میان مواد را مطالعه میکند.
مثالهای طبیعی
My aunt works as a chemist.
عمهام شیمیدان است.
The chemist tested the water samples.
شیمیدان نمونههای آب را آزمایش کرد.
Several chemists monitor the production process.
چند شیمیدان بر فرایند تولید نظارت دارند.
نکتهٔ کاربردی
این معنای علمی در هر دو نوع انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی رایج است.
