معنی ۱neutral · 95%
علمی که مواد و تغییرات یا واکنشهای آنها را مطالعه میکند
مثالهای طبیعی
We study chemistry twice a week.
ما هفتهای دو بار شیمی میخوانیم.
Chemistry is more interesting to me than physics.
برای من شیمی از فیزیک جالبتر است.
Our chemistry class includes simple experiments.
کلاس شیمی ما شامل آزمایشهای ساده است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی نام درس یا رشتهٔ تحصیلی را میگویی، chemistry را بدون حرف تعریف بهکار ببر.
ترکیبهای رایج
— کلاس یا جلسهٔ درس شیمی

