دوستداشتن عمیقِ کسی یا چیزی و گرانبها شمردن آن.
مثالهای طبیعی
She cherishes the time spent with her grandparents.
او زمانی را که با پدربزرگ و مادربزرگش گذرانده بسیار عزیز میشمارد.
We will always cherish your friendship.
ما همیشه برای دوستی تو ارزش فراوانی قائل خواهیم بود.
He cherished the letter long after she moved away.
او مدتها پس از رفتن آن زن نیز نامهاش را عزیز نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
این فعل معمولاً بار عاطفی مثبت و پررنگی دارد و بدون حرف اضافه مفعول میگیرد.
