میوهٔ خوراکیِ قهوهای و صاف که در پوستهای تیغدار رشد میکند.
مثالهای طبیعی
The vendor sold hot roasted chestnuts.
فروشنده شاهبلوطهای داغ و بوداده میفروخت.
She chopped a chestnut for the stuffing.
او یک شاهبلوط برای مواد داخل غذا خرد کرد.
A chestnut lay beside the path.
شاهبلوطی کنار مسیر افتاده بود.
نکتهٔ کاربردی
شاهبلوط خوراکی است؛ horse chestnut از درخت متفاوتی میآید و خوردنی نیست.
