معنی ۱neutral · 90%
عمدتاً یا بیش از هر چیز دیگر، نه لزوماً بهطور کامل و انحصاری.
مثالهای طبیعی
Prices rose chiefly because demand exceeded supply.
قیمتها عمدتاً به این دلیل بالا رفتند که تقاضا از عرضه بیشتر بود.
The museum attracts visitors chiefly from nearby towns.
بازدیدکنندگان موزه بیشتر از شهرهای اطراف میآیند.
Our company is chiefly concerned with renewable energy.
شرکت ما عمدتاً بر انرژی تجدیدپذیر تمرکز دارد.
نکتهٔ کاربردی
chiefly نزدیک به mainly و primarily است و در توضیحات واقعی یا نثر رسمی زیاد به کار میرود.
