معنی ۱neutral · 90%
پارچهای بسیار نازک، سبک و اغلب نیمهشفاف برای لباس و تزیینات.
مثالهای طبیعی
She bought pale blue chiffon for the sleeves.
او برای آستینها شیفون آبی روشن خرید.
Layers of chiffon floated behind the bride.
لایههای شیفون پشت سر عروس در هوا موج میخوردند.
This chiffon feels softer than the synthetic sample.
این شیفون از نمونهٔ مصنوعی نرمتر است.
نکتهٔ کاربردی
chiffon در معنای پارچه معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در chiffon cake واژهٔ chiffon نوعی کیک سبک را مشخص میکند.
