صدای زنگمانندِ روشن و خوشایندِ یک زنگ یا وسیلهای مشابه.
مثالهای طبیعی
The clock sounded a chime at noon.
ساعت در ظهر یک بار زنگ زد.
The doorbell chime echoed through the hallway.
صدای زنگ در در راهرو پیچید.
Soft chimes tell me when messages arrive.
زنگهای ملایم رسیدن پیامها را به من خبر میدهند.
نکتهٔ کاربردی
chime در نقش اسم به خود صدا اشاره میکند؛ در نقش فعل یعنی زنگزدن.
