معنی ۱neutral · 86%
سازه یا مجرایی عمودی که دود آتش را از ساختمان به بیرون میبرد.
مثالهای طبیعی
Smoke rose from the chimney above the roof.
دود از دودکش بالای بام بالا میرفت.
The chimney needs cleaning before winter.
دودکش باید پیش از زمستان تمیز شود.
Three tall chimneys stood above the houses.
سه دودکش بلند بالای خانهها دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
دودکش دود را به بیرون هدایت میکند؛ fireplace محل روشنبودن آتش در داخل اتاق است.
ترکیبهای رایج
— دود دودکش
