معنی ۱neutral · 90%
ظروف ظریف سرامیکی، از جمله بشقاب و فنجان، که اغلب از چینی ساخته میشوند.
مثالهای طبیعی
We brought out the fine china for the celebration.
برای جشن، ظروف چینی مرغوب را بیرون آوردیم.
Wrap the china carefully before placing it in boxes.
پیش از گذاشتن ظروف چینی در جعبهها، آنها را با دقت بپیچید.
Her stall sells china decorated with blue flowers.
غرفهٔ او ظروف چینیِ تزیینشده با گلهای آبی میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
برای شمردن تکتک اقلام بگویید a china plate یا two china cups، نه چند china مستقل.
