شکاف یا روزنهای بسیار باریک که چیزی از آن عبور میکند.
مثالهای طبیعی
Cold air entered through a chink in the door.
هوای سرد از درز باریکی در وارد شد.
A chink of sunlight appeared between the shutters.
باریکهای از نور خورشید از میان کرکرهها پیدا شد.
The worker sealed several chinks in the brickwork.
کارگر چند درز دیوار آجری را گرفت.
نکتهٔ کاربردی
این واژه را برای شکاف به کار ببرید؛ کاربرد آن بهعنوان برچسب برای یک فرد، توهین نژادی شدید است.
