معنی ۱neutral · 83%
شخص یا چیزی که از میان چند گزینه یکی را انتخاب میکند.
مثالهای طبیعی
She is a careful chooser of birthday presents.
او هدیههای تولد را با دقت انتخاب میکند.
The chooser picks a card without looking.
فرد انتخابکننده بدون نگاهکردن یک کارت برمیدارد.
Open the file chooser to select a photo.
برای انتخاب عکس، پنجرهٔ انتخاب فایل را باز کنید.
نکتهٔ کاربردی
chooser برای افراد خارج از موقعیتهای خاص چندان رایج نیست؛ choose فعل و choice اسم انتخاب است.
