معنی ۱neutral · 89%
خندهای کوتاه و صدادار از سر سرگرمی یا رضایت.
مثالهای طبیعی
A chortle escaped from the back row.
از ردیف عقب صدای خندهٔ ریزی بلند شد.
His quiet chortle made the others look up.
خندهٔ آرام او باعث شد بقیه سرشان را بلند کنند.
The puppet’s silly voice drew chortles from parents.
صدای مسخرهٔ عروسک خندههایی از پدر و مادرها گرفت.
نکتهٔ کاربردی
این خنده گاه خوشحالی از چیزی و گاه رضایتِ کمی خودپسندانه را نشان میدهد.
ترکیبهای رایج
— خندهٔ کوتاه و آرام از سر لذت
