کسی یا جامعهای را به دین مسیحیت درآوردن.
مثالهای طبیعی
Missionaries tried to Christianize the island.
مبلغان دینی کوشیدند مردم جزیره را مسیحی کنند.
The rulers Christianized their kingdom over several generations.
فرمانروایان طی چند نسل، مردم پادشاهی خود را مسیحی کردند.
Historians disagree about how thoroughly the region was Christianized.
تاریخنگاران دربارهٔ اینکه مردم آن منطقه تا چه اندازه به مسیحیت گروانده شدند، اختلاف نظر دارند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه معمولاً بهصورت Christianize با حرف بزرگ نوشته میشود؛ در انگلیسی بریتانیایی Christianise هم رایج است. خودِ فعل نشان نمیدهد گرویدن به دین داوطلبانه بوده یا نه.
