معنی ۱neutral · 95%
لولهٔ کوچک کاغذی پرشده با تنباکو که برای کشیدن استفاده میشود
مثالهای طبیعی
He went outside to smoke a cigarette.
او برای کشیدن یک سیگار بیرون رفت.
Cigarettes are not allowed inside this building.
استفاده از سیگار داخل این ساختمان مجاز نیست.
The shop keeps cigarettes behind the counter.
فروشگاه سیگارها را پشت پیشخوان نگه میدارد.
نکتهٔ کاربردی
cigarette قابلشمارش است: one cigarette, two cigarettes.
ترکیبهای رایج
— سیگار کشیدن و دود آن را استنشاق کردن

