مربوط به سینما بهعنوان رسانهای هنری یا فنی.
مثالهای طبیعی
Students explored cinematic lighting during the workshop.
دانشجویان در کارگاه، نورپردازی سینمایی را بررسی کردند.
The director uses cinematic techniques rather than dialogue.
کارگردان بهجای گفتوگو بیشتر از تکنیکهای سینمایی استفاده میکند.
This exhibition celebrates cinematic achievements from the region.
این نمایشگاه دستاوردهای سینمایی منطقه را پاس میدارد.
نکتهٔ کاربردی
cinematic میتواند به خود هنر سینما اشاره کند، حتی اگر اثر موردنظر دراماتیک نباشد.
