معنی ۱neutral · 88%
نوار باریک و حلقهایِ زینتی که بهویژه دور سر پوشیده میشود.
مثالهای طبیعی
A silver circlet rested on the dancer’s forehead.
سربند حلقهایِ نقرهای روی پیشانیِ رقصنده قرار داشت.
She chose a circlet instead of a heavy crown.
او بهجای تاجی سنگین، یک سربند حلقهای انتخاب کرد.
Several circlets with colored stones fill the display case.
چندین سربند حلقهایِ نگیندار در ویترین قرار دارند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در توصیف لباسهای نمایشی، زیورهای تشریفاتی، داستانهای فانتزی و آثار موزهای دیده میشود.
