واقعیت یا وضعیت خاصی که بر رخدادها اثر میگذارد
مثالهای طبیعی
One unusual circumstance changed the investigators’ conclusion.
یک عامل غیرعادی نتیجهگیری بازرسان را تغییر داد.
Each circumstance deserves careful consideration.
هر شرایطی شایستهٔ بررسی دقیق است.
Several circumstances led to the sudden resignation.
چند عامل موجب استعفای ناگهانی شدند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک واقعیت مرتبط از a circumstance و برای چند عامل از circumstances استفاده میشود؛ این واژه به معنی تصادف اتفاقی نیست.
