فرورفتگیِ کاسهمانند با دیوارههای پرشیب در کوهستان که بر اثر فرسایش یخچالی به وجود آمده است.
مثالهای طبیعی
Snow filled the cirque beneath the northern ridge.
برف، سیرک یخچالیِ زیر یال شمالی را پر کرده بود.
The group climbed into a steep cirque at sunrise.
گروه هنگام طلوع خورشید به سیرکی با شیبهای تند صعود کرد.
Several cirques mark the mountain’s glacial past.
چندین سیرک یخچالی از گذشتهٔ یخچالیِ این کوه حکایت دارند.
نکتهٔ کاربردی
در کوهنوردی، زمینشناسی و توصیف مناظر استفاده میشود؛ معنی کهنِ مرتبط با سیرک نمایشی مدنظر نیست.
