وضعیت حقوقیِ شهروند بودنِ یک کشور مشخص همراه با حقوق و تکالیف مربوط
مثالهای طبیعی
She applied for citizenship after meeting the residency requirement.
او پس از برآورده کردن شرط اقامت برای دریافت تابعیت درخواست داد.
He gained citizenship through naturalization last year.
او سال گذشته از طریق فرایند اعطای تابعیت، شهروندی گرفت.
Their children hold dual citizenship from birth.
فرزندان آنها از بدو تولد تابعیت دوگانه دارند.
نکتهٔ کاربردی
`Citizenship` به عضویت حقوقی در یک کشور اشاره دارد؛ اقامت بهتنهایی لزوماً تابعیت ایجاد نمیکند.
