مربوط به افراد یا فعالیتهایی که بخشی از نیروهای مسلح نیستند
مثالهای طبیعی
The strike damaged several civilian buildings near the border.
این حمله به چند ساختمان غیرنظامی نزدیک مرز آسیب رساند.
Authorities opened routes for civilian residents to leave safely.
مقامها مسیرهایی باز کردند تا ساکنان غیرنظامی بتوانند با امنیت منطقه را ترک کنند.
The airfield serves both military and civilian aircraft.
این فرودگاه هم به هواپیماهای نظامی و هم غیرنظامی خدمات میدهد.
نکتهٔ کاربردی
از `civilian` برای تمایز افراد، نهادها، وسایل نقلیه یا فعالیتهای غیرنظامی از موارد نظامی استفاده کنید.
