معنی ۱neutral · 90%
فردی که عضو نیروهای مسلح نیست
مثالهای طبیعی
The injured man was a civilian, not a soldier.
مرد زخمی یک غیرنظامی بود، نه سرباز.
Hundreds of civilians crossed the bridge before dawn.
صدها غیرنظامی پیش از سپیدهدم از پل عبور کردند.
No civilian was permitted inside the restricted military zone.
هیچ غیرنظامی اجازه نداشت وارد منطقهٔ نظامیِ محدودشده شود.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای درگیری، `civilian` اغلب در برابر `soldier`، `combatant` یا عضو نیروهای مسلح قرار میگیرد.
