معنی ۱neutral · 85%
رفتار مؤدبانه و محترمانه با دیگران، بهویژه هنگام اختلاف نظر.
مثالهای طبیعی
The moderator asked both candidates to maintain civility.
مجری مناظره از هر دو نامزد خواست ادب را رعایت کنند.
Despite their disagreement, the managers spoke with civility.
مدیران با وجود اختلافنظرشان با احترام با هم صحبت کردند.
Our forum requires civility even during heated discussions.
در انجمن گفتوگوی ما، حتی هنگام بحثهای داغ هم رعایت ادب ضروری است.
نکتهٔ کاربردی
civility به رفتار بیرونی مربوط است؛ احترام گذاشتن به دیگری به معنی موافق بودن با او نیست.
