رفتار انسان را مؤدبانهتر، ملاحظهکارانهتر یا از نظر اجتماعی پذیرفتنیتر کردن
مثالهای طبیعی
Grandma claims she civilized us at the dinner table.
مادربزرگ ادعا میکند سر میز غذا به ما آداب یاد داده است.
Clear rules helped civilize the classroom debate.
قوانین روشن کمک کردند بحث کلاس مؤدبانهتر شود.
The coach hopes to civilize the rowdy group.
مربی امیدوار است آن گروه شلوغ را رامتر و مؤدبتر کند.
نکتهٔ کاربردی
civilize به پذیرفتنیتر شدن رفتار اجتماعی اشاره دارد؛ نامیدن فرهنگ دیگری بهعنوان uncivilized ممکن است توهینآمیز و برخاسته از فرضهای تاریخی جانبدارانه باشد.
