معنی ۱neutral · 89%
مؤدبانه، باملاحظه و خویشتندار، بهویژه در اختلافنظرها یا موقعیتهای اجتماعی.
مثالهای طبیعی
Despite their differences, they held a civilized discussion.
با وجود اختلافهایشان، گفتوگویی محترمانه داشتند.
Everyone remained civilized during the heated debate.
همه در طول بحث داغ، رفتار مؤدبانهای داشتند.
Could we keep this conversation civilized, please?
میشود لطفاً این گفتوگو را محترمانه ادامه بدهیم؟
نکتهٔ کاربردی
civilized را برای رفتار باملاحظه به کار ببرید؛ نامیدن ملتها بهعنوان uncivilized ممکن است توهینآمیز یا قوممحورانه باشد.
