معنی ۱neutral · 87%
گفتهای مبنی بر درست بودن چیزی، حتی اگر هنوز ثابت نشده باشد
مثالهای طبیعی
The company denied the claim that prices had risen.
شرکت این ادعا را که قیمتها افزایش یافته بودند، رد کرد.
Researchers tested the product's claims.
پژوهشگران ادعاهای مطرحشده دربارهٔ محصول را آزمایش کردند.
His claim was difficult to prove.
اثبات ادعای او دشوار بود.
نکتهٔ کاربردی
یک `claim` میتواند درست یا نادرست باشد و اغلب به شواهد نیاز دارد.
ترکیبهای رایج
— ادعا کردن که چیزی درست است

