معنی ۱neutral · 88%
جانور آبزی صدفداری با دو پوستهٔ سخت و لولاشده که گاهی خوراکی است
مثالهای طبیعی
A small clam lay half buried in the sand.
صدف کوچکی نیمهمدفون در ماسه بود.
We ordered steamed clams with garlic.
صدفهای بخارپز با سیر سفارش دادیم.
The clam closes its two shells for protection.
این صدف برای محافظت دو کفهٔ خود را میبندد.
نکتهٔ کاربردی
clam دو کفهٔ متصل دارد. عبارت فعلی محاورهای clam up یعنی ساکت شدن و جدا از این اسم است.
ترکیبهای رایج
— صدفهایی که با بخار پخته شدهاند
