معنی ۱neutral · 90%
ابزار یا وسیلهای که اجسام را محکم میگیرد تا در جای خود بمانند
مثالهای طبیعی
Use a clamp to hold the wood steady.
برای ثابت نگه داشتن چوب از گیره استفاده کنید.
The clamp on the seat post was loose.
گیرهٔ روی لولهٔ زین شل بود.
Three clamps kept the boards together while the glue dried.
سه گیره هنگام خشک شدن چسب تختهها را کنار هم نگه داشتند.
نکتهٔ کاربردی
clamp با فشار زیاد اشیا را کنار هم یا در محل ثابت نگه میدارد؛ clip کوچک ممکن است چیزهای سبک را با فشار کمتری متصل کند.
