معنی ۱neutral · 85%
قطعهٔ فلزی متحرک داخل ناقوس که با ضربه زدن به آن صدا تولید میکند.
مثالهای طبیعی
The bell remained silent because its clapper had broken.
ناقوس ساکت مانده بود، چون زبانهاش شکسته بود.
Inside the bell, a clapper strikes the metal wall.
درون ناقوس، زبانه به دیوارهٔ فلزی ضربه میزند.
Technicians replaced two clappers before the ceremony.
تکنسینها پیش از مراسم دو زبانهٔ ناقوس را تعویض کردند.
نکتهٔ کاربردی
clapper تمام ناقوس نیست؛ همان قطعهای است که از درون به آن ضربه میزند.
