اختلاف یا تعارض جدی میان افراد، گروهها یا ایدهها
مثالهای طبیعی
A clash between managers delayed the final decision.
تعارض میان مدیران تصمیم نهایی را به تأخیر انداخت.
The proposal triggered a clash over spending priorities.
این پیشنهاد بر سر اولویتهای هزینهای اختلاف شدیدی ایجاد کرد.
The film explores a clash of competing values.
فیلم تقابل میان ارزشهای رقیب را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Clash` معمولاً از یک اختلاف نظر ملایم شدیدتر و مستقیمتر است.
