معنی ۱neutral · 90%
مجموعهای از صداهای تیز و نامنظم که از برخورد اشیای سخت با یکدیگر ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
The clatter of plates came from the kitchen.
صدای بههمخوردن بشقابها از آشپزخانه میآمد.
A loud clatter woke everyone in the house.
تقوق بلندی همهٔ اهل خانه را بیدار کرد.
We heard clatters as boxes of tools were unloaded.
هنگام تخلیهٔ جعبههای ابزار، صدای برخورد وسایل را شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
clatter برخوردهای متعدد یا نامنظم را میرساند، درحالیکه clang معمولاً یک صدای زنگدارِ بلند فلزی است.
