قطعهزمینی باز در جنگل یا محوطهای با درختان متراکم.
مثالهای طبیعی
We had lunch in a sunny clearing.
در محوطهای آفتابگیر میان درختان ناهار خوردیم.
Deer sometimes gather at the edge of the clearing.
گوزنها گاهی در حاشیهٔ محوطهٔ باز جمع میشوند.
Several clearings are visible from the ridge.
از روی خطالرأس چند فضای باز میان درختان دیده میشود.
نکتهٔ کاربردی
clearing محوطهای باز است، اما لزوماً جایی نیست که برای همیشه بدون درخت بماند.
