معنی ۱formal · 90%
گذشت و ترحمی که مقام صاحباختیار با کاهش یا بخشیدنِ مجازات نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
The prisoner appealed for clemency after twenty years.
زندانی پس از بیست سال درخواست عفو کرد.
The governor granted clemency to two inmates.
فرماندار برای دو زندانی تخفیف مجازات صادر کرد.
A clemency petition reached the president before the execution.
درخواست عفو پیش از اجرای حکم اعدام به رئیسجمهور رسید.
نکتهٔ کاربردی
clemency به گذشت در اجرای مجازات اشاره دارد و لزوماً حکم محکومیت را نقض نمیکند.
