معنی ۱neutral · 88%
شخص یا سازمانی که خدمات حرفهای دریافت میکند
مثالهای طبیعی
The lawyer met her client privately.
وکیل در خلوت با موکلش دیدار کرد.
We have several new clients this month.
ما این ماه چند مشتری جدید داریم.
The client requested a shorter report.
مشتری درخواست گزارش کوتاهتری کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Client` در خدمات حرفهای مانند حقوق، طراحی، مشاوره و امور مالی رایج است.
ترکیبهای رایج
— شخص یا شرکتی که بهتازگی دریافت یک خدمت را آغاز کرده است

